پیش اومده براتون که برای کسی مایه بذارید ولی طرف یا فراموش میکنه یا به بدترین شکل جواب محبت و میده…
همیشه سنگ زیرین باشی و هیچ کس نشه سنگ زیرین برات.همیشه همه ی تلاشت دوست مفید بودن باشه.
در اوج گرفتاری و مشغله کسی رو ساپورت کنی تو کارها کمکش کنی تا اینجا تو غربت احساس تنهایی و دلگیری نکنه ولی…
چرا وقتی کسی برامون کاری میکنه میذاریم به حساب وظیفه اش.چرا خودمون وظیفه ای نداریم.آیا تنهاوظیفمون زیر سوال بردن دوستی ها و روابطه؟
وقتی یه دوست خوب پیدا میکنیم اوایل رابطه سنگ تموم میذاریم تا کم کم عادی میشه برامون و همه چی رو فراموش میکنیم تا او دوست و اون رابطه رو از دست بدیم و گه گاهی با آهی یادش رو کنیم و یادش به خیری بگیم.
هیچ کس و هیچ رابطه ای رو نمیشه به زور نیگه داشت،باید بشینیم ببینیم تهش چی میشه.میمونه یا نه؟
چرا آدمها فراموش کارند؟ما آدمها اگر میتونستیم گاهی نسبت فرزندی رو با والدینمون بر هم میزدیم.
دلگیرم از روزگار،دلگیرم از دست خودم که هر بار اتفاق می افته ولی همچنان برای همه مایه میذارم.دوست خوبم میشه همه کسم ومن میشم هیچ کس.
در یک جمله من رفیق بازم.رفیق بازی که همه چیزش رو تو قمار با رفاقت باخته.
شنیدید بعضی ها دستشون نمک نداره؟من از اون دست آدمهام.
دوستی دارم که فقط موقع گرفتاری هاش و تنهایی هاش میشم همدمش.باید دور انداخت چنین دوست هایی رو.ولی من نمیتونم.هیچوقت نمیتونم رابطه ای رو پاره کنم.
دوستی تعریف های مختلفی داره، هر کی تعریف و برداشت خودش رو ازش داره
همه ما میخوایم دوست هامون همیشه دربست کنارمون باشن ولی تو این زمونه سخته چنین کسی رو پیدا کنی که رفیق گرمابه و گلستانت باشه
هر کسی مشکلات خودش رو داره و نمیشه به خاطر اینکه با مشکلاتش درگیره مذمتش کرد
منم مثل شما دوستی دارم که هر وقت دلش خواست و وقتشو داشت پیدا میشه و بعد تو زندگی گم میشه ولی اونو بازم دوستم میدونم. آخه مگه من کلا چندتا دوست دارم!